در ادامهی تئوری ِ هیچ
در یکی از نوشته های پیش یک فرضیه به عنوان تئوری هیچ، بصورت ساده و کلی بیان شد که ظاهراً پرسشهایی را ایجاد کرد (بخصوص در مقابل تئوری وجود خدا). در این نوشته توضیحات بیشتری در اینباره داده میشود. نخست باید یادآوری کرد که اگر برای یک تئوری اثباتی درست داشته باشیم، دیگر تئوری نخواهد بود. ولی تا وقتی هم که یک تئوری را نتوانیم با دلایل درست کاملاً رد کنیم (هرچند که هنوز اثبات نشده باشد)، همچنان میتواند مورد توجه قرار بگیرد (بدون اصرار بر درستی آن).
هرگاه چیزی وجود داشته باشد، چرایی (بصورت پرسشی) هم برای آن هست. دنیا وجود دارد پس چرایی هم برایش هست. برای پاسخ به چرای وجود هستی، برخی تئوریها، موجودی بنام خدا را به عنوان پاسخ ارائه میدهند. ولی با فرض وجود موجودی بنام خدا، به همان ترتیب بالا، چرایی برای وجود خود خدا نیز پیش میآید که بی پاسخ است. در واقع تئوریهای مربوط به خدا عموماً تلاش در حل مساله بصورت معکوس دارند که در نهایت در قسمت خدا مبهم و حل نشده باقی میماند.
در تئوری ِ هیچ بجای حل مساله بصورت معکوس، یک حالت ابتدایی فرض میشود و سپس بررسی میشود که آیا با این فرض میتوان وجود هستی را نیز توجیه کرد یا خیر. این حالت ابتدایی باید خودش مولد یک چرای دیگر برای علتش نباشد (تا مشکلی همانند تئوری خدا نداشته باشد). بنابراین از "هیچ" آغاز کردیم، چراکه برای "هیچ"، نیازی به جستجوی دلیل نداریم. برای توجیه چگونگی وجود هستی از "هیچ"، برای هر چه که هست وجود متضادش را هم درنظر میگیریم تا در مجموع همچنان هیچی وجود نداشته باشد ولی وجود هستی نیز توجیه شود.
مسالهی مبهم در تئوری هیچ چگونگی تولید متضادها از درون هیچ است. اگر دونیم شدن هیچ را بصورت یک رویداد درنظر بگیریم آنگاه دوباره چرایی برای این دونیم شدن مطرح میشود. اگر پاسخ این رویداد را به وجود عاملی خارجی نسبت دهیم، تناقضی در پیشفرض اولیه (هیچی وجود ندارد) پیش میآید. پس تنها راهی که میماند این است که رویداد را تصادفی بدانیم. که البته تصادفی دانستن یک رویداد، خود موضوع مبهمی هست و پذیرش آن سخت. راه دیگر این است که دو نیم بودن را بجای یک رویداد، درون ذات "هیچ" در نظر بگیریم، که این هم ابهامات خودش را دارد. در هر حال با این نوع پاسخها، حتی باید این تصور را کرد که دنیاهای موازی دیگری نیز بطور تصادفی و مستمر از هیچ ممکن است بوجود بیایند.
بطور خلاصه در تئوری هیچ:
. ابتدای هستی بدون نیاز به چرا و علت ارائه میشود (برخلاف ابهام موجود در تئوری خدا). +
. وجود هستی با تئوری هیچ ناسازگاری ندارد (بکمک تعریف متضادها). +
. تئوری هیچ با وجود خدا به عنوان آفریدگار مشکلی ندارد (نه تاییدش میکند و نه ردش)، ولی در صورت پذیرش خدا، احتمالاً یک ضد خدا را نیز باید در نظر گرفت. +
. توجیه چگونگی دو نیم شدن "هیچ" مبهم است. -
پ.ن. این تنها یک تئوری است در میان تئوریهای بسیار دیگر؛ بنابراین هیچ اصراری بر درستی این تئوری نیست و از دریافت هر گونه نظر که به ابهامات این تئوری اضافه کند استقبال میشود.