پیروی و تقلید

پیروی و تقلید مردم از یکدیگر در مسایل گوناگونی از زندگی مردم رخ میدهد. از مسایل فکری یا اعتقادی گرفته تا مسایل عملی و رفتاری میتوانند شامل این گونه تقلیدها بشوند.
در محدوده‌ی دین هم، مردم گاهی توصیه به تقلید و پیروی از علمای دین می‌شوند. در پاسخ به مخالفان تقلید دینی، گاه این استدلال بیان میشود که یک بیمار برای درمان به متخصص پزشکی مراجعه می‌کند، پس مردم نیز برای رفع مشکلات دینی خود باید به متخصص دینی رجوع کنند. پس همانطور که به یک پزشک مناسب رجوع میکنیم تا درمان شویم، بایستی به یک عالم دینی مناسب رجوع کنیم تا نیازهای دینیمان رفع شود.
ولی آیا این توجیه و مقایسه کاملاً درست است؟ آیا نحوه‌ی یافتن یک متخصص مناسب در امور دینی همانند پیدا کردن یک متخصص مناسب در امور دنیایی (مانند پزشکی) است؟

شما سعی میکنید پیش پزشکی بروید که تجربه ی شما یا دیگران ثابت کرده که درمانش عموماً مؤثر است. بطور خلاصه یک متخصص پزشکی (و یا دیگر فنون و تخصصهای دنیایی) را بر پایه نتایجی که خود این متخصص و یا متخصصانی مشابه وی ارائه کرده اند ارزیابی و انتخاب میکنید. اگر خودتان و یا دیگران از متخصص نتیجه ی مناسبی نگرفته باشید، دیگر نزد وی نمیروید.
نمونه استدلالی برای پیروی و تقلید، که ناشی از تجربه‌های مستقیم و یا غیرمستقیم از نتایج می‌باشد:
"اگر به این شکلی که من میگویم عمل کنید بزودی درمان خواهید شد، چون که
- نگاهی به بیماران من نشان میدهد که اکثرا با روش درمانی من سریعاً درمان شده‌اند.
- من علم پزشکی را در فلان دانشگاه تحصیل کرده ام و همانطور که حتما تا حالا دیده یا شنیده‌اید فارغ التحصیلان این دانشگاه در درمان بیماریها خُبره‌اند.
- من جز پزشکان همان درمانگاهی هستم که بیماران زیادی را درمان نموده است.
- من این دستوالعمل را از همان متون پزشکی‌ی استخراج نموده ام که پزشکان موفق بکار میبرند و بیمارانشان نیز درمان میشوند."

حال پرسش این است که در مسائل دینی چگونه یک متخصص مناسب را شناسایی می‌کنیم؟ نتایج مسائل دینی عموماً نا محسوس بوده و یا تجربه آنها به پس از مرگ موکول می‌شود. در واقع متخصص دینی تنها به شما وعده‌ی سودمند بودن روشش را میدهد و هیچ نمونه‌ی روشنی از سودمندی روش وی تجربه نشده است.
نمونه استدلالی برای پیروی و تقلید، که تنها ناشی از یک وعده‌ و هشدار تجربه نشده می‌باشد:
"اگر مشابه این روشی که من می‌گویم عبادت کنید خداوند به شما پاداشی بزرگی در آخرت خواهد داد و در غیر اینصورت عبادات شما لزوماً از جانب پروردگار پذیرفته نخواهد شد."

با توجه به آنچه که خلاصه‌وار بیان شد، اینگونه مقایسه میان "رجوع به متخصصان امور دنیایی" و "رجوع به متخصصان امور دینی" به علت غیر قابل تجربه بودن نتایج کاری متخصص دینی، نامناسب بوده و تقلید از مرجع دینی را نمی‌تواند بروشنی توجیه کند. البته آشکار هست که اگر یک عالم دینی، توانا در نشان دادن خوشبخت شدن (مانند رفتن به بهشت) کسانی که به سبک مورد تایید وی عبادت کرده‌اند بشود، آنگاه تقلید و پیروی از دستورات وی مفهوم دارد!

تاریخ دنیا


آغاز این دنیا (انفجار بزرگ): 13.7 میلیارد سال پیش.


پیدایش خورشید: 4.57 میلیارد سال پیش.


پیدایش زمین: 4.54 میلیارد سال پیش.


پیدایش حیات در زمین: 3.7 میلیارد سال پیش.


حکمرانی دایناسورها بر زمین: از 230 میلیون سال پیش تا 65 میلیون سال پیش (انقراض).


جدایی میمونهای انسان نما از میمونهای دنیای کهن: 25 میلیون سال پیش.


جدایی اجداد انسان از اجداد شمپانزه: 6 میلیون سال پیش.


تولید ابزارهای ساده ی سنگی توسط اجداد انسان: 2.5 میلیون سال پیش.


پیدایش انسان نئاندرتال (معروف به انسان غارنشین): 500 هزار سال پیش. انقراض: 30 هزار سال پیش.


پیدایش انسان نوین: 200 هزار سال پیش.


آغاز ساخت وسایل ساده همچون کمان، قایق و غیره توسط انسان نوین: 22 هزار سال پیش.


پیدایش کشاورزی و رام کردن حیوانات: 12 هزار سال پیش.


آغاز بکار گیری فلزات: 6 هزار سال پیش.


پیدایش تمدن و شهرنشینی: 6 هزار سال پیش.


آغاز پیدایش فلسفه و مذهبهای تاثیر گذار: بین 3800 تا 2600 سال پیش.


آغاز انقلاب صنعتی: حدود 250 سال پیش.


پیدایش تکنولوژی نوین همچون مخابرات، کامپیوتر و غیره : 100 سال اخیر.


پ.ن.

1- تاریخها تقریبی میباشند.

2- ممکن است تعدادی از رویدادها نزد برخی افراد تنها بصورت تئوری در نظر گرفته شود.

3- مرجع اصلی مطالب و عکسها، سایتهای اینترنتی گوناگونی (چون مقاله های مختلف در ویکیپدیا) میباشد.



انسان و هستی


در گوشه‌ای از هستی، دنیای کوچکی است. این دنیا خود مملو از کهکشانهای فراوان است. در گوشه‌ای از این دنیا، کهکشانی است و در این کهکشان، منظومه‌هایی از جمله منظومه‌ی خورشیدی قرار دارد. در این منظومه‌ی خورشیدی، سیاره‌ی کوچکی بنام زمین است با موجوداتی به مراتب کوچکتر بنام انسان. انسانی که خود را مرکز هستی میداند. او خدایی متصور است که کل هستی را برای وی آفریده. خدایی که هر روز و شب به افکار، اعمال و دعاهای این انسان دقت دارد. افکار، اعمال و دعاهای همان انسانی که در زمینی بزرگ است. همان زمینی که در منظومه‌ای بزرگتر. همان منظومه‌ای که در کهکشانی به مراتب بزرگتر. همان کهکشانی که در دنیایی بارها بزرگتر. و همان دنیایی که در گوشه‌ای از هستی نشسته.