جوگیر شدن
فرض کنید که شخصی تلویزیون را روشن میکند و میبیند که یک مسابقهی فوتبال در جریان است. وی به فوتبال علاقهمند است و مینشیند پای تلویزیون تا بازی را نگاه کند. احتمالًا تمایل پیدا میکند که از تیمی طرفداری کند، ولی کدام تیم؟ شاید تیمی را انتخاب کند که رنگ لباسش را میپسندد، یا تیمی که فکر میکند بهتر بازی میکند و یا شاید تیمی که یکی از دوستانش در آن بازی میکند! اگر هیچ شناختی از تیمها نداشته باشد و از نظر ظاهر هم هیچ ارجحیتی میانشان پیدا نکند، چطور؟ ممکن است ببیند که تیم «الف» ۳ امتیاز از تیم «ب» جلوتر است. به این خاطر تنها چون احتمال میدهد تیم «الف» برنده است طرف آن را بگیرد. یا شاید برعکس دلش برای تیم «ب» بسوزد و طرف آنرا بگیرد. اگر علاوه بر عدم شناخت و ارجحیت ظاهری، دو تیم مساوی باشند، ولی طرفداران تیم «الف» در ورزشگاه به مراتب بیشتر از طرفداران تیم «ب» باشد. آنوقت کدام تیم را بر میگزیند؟ خیلیها تیم «الف» را ممکن است برگزینند، تنها بخاطر داشتن طرفداران بیشتر. البته باز هم ممکن است برخی بخاطر دلسوزی تیم «ب» که طرفداران کمتری دارد را انتخاب کنند.
این نمونهی ساده، انتخاب و جانبداری از یک گروه یا شخص را تنها و تنها بر پایه ی احتمال بالای برنده شدن و یا داشتن طرفداران بیشتر نشان میدهد. البته این یک نمونه ی سادهی ورزشی بود که شاید جوانب زیادی در بر نداشته باشد. میتوان مثال را کمی بیشتر به زندگی روزمره وارد کرد. فرض کنید یک دستگاه تلفن همراه و یا پخش کنندهی موسیقی با مارک خاصی به بازار آمده. خیلیها از این دستگاه تلفن همراه و یا پخش کنندهی موسیقی میخرند و طرفدارش میشوند. در این میان شاید عدهای هم هستند که اصلًا نیازی به این وسیله نداشتند و تنها به این خاطر که دیدند این وسیله طرفدار زیادی دارد آن را خریدند. یعنی نیاز به این وسیله تاثیری در تصمیم خریدشان نداشته، بلکه پیوستن به طرفداران این وسیله، محرک تصمیم به خرید بوده است.
موضوع را میتوان حتی به سیاست کشید. در مسائلی چون انتخابات، گاه افرادی که به حزب خاصی تعصب ندارند به کسی رای میدهند که احتمال پیروزیش بیشتر بنظر میاید و یا اینکه طرفداران بیشتری دارد، بدون اینکه دلیل محکم دیگری برای رای دادنشان به این شخص داشته باشند. از این مساله گاه بعنوان «اثر ارابهی موسیقی» نام برده میشود، که برای اطلاعات بیشتر از این اثر به ویکیپدیای فارسی و یا انگلیسی میتوانید مراجعه کنید.
همانطور که گفته شد گاهی در مقابل تمایل به فرد پیروز نما یا پرطرفدار (بدون هیچ دلیل محکم دیگر)، برخی بدلیل دلسوزی به فرد بازنده یا کم طرفدار متمایل میشوند. این موضوع در حالت عادی در حد یک دلسوزی هست ولی در حالت بسیار خاص حتی شخص به گروه و یا کسی که از سوی آن قربانی شده است متمایل میشود و از آن جانبداری میکند. برای این حالت ویژه میتوان از سندرم استکهلم نام برد که دوباره برای اطلاعات بیشتر به ویکیپدیا رجوع کنید.
0 پیغام / بحث:
ارسال يک نظر