سیستم حکومتی با آرای نابرابر

چندی پیش با شخصی در مورد بهترین نوع حکومت و اینکه متخصصان چگونه در تعیین حاکمیت دست داشته باشند بحث میکردیم. موضوع این هست که همیشه حق با اکثریت نیست. اکثریت گاه تصمیمی میگیرد که بعدا ممکن است خودش هم از آن تصمیم ضرر کند. البته دلیلش هم این هست که اکثریت لزوماً به همه چیز آگاه نیست تا بهترین تصمیم را بگیرد. یک راه حل (شاید قدیمی) برای این مشکل اینست که گروهی متخصص به عنوان ناظر بر انتخابات باشد تا گزینه های انتخابی را از انتخابهای اشتباه پاک کند. بنابراین اکثریت تنها از میان گزینه های مورد تایید این گروه متخصص، آنچه که بیشتر می پسندد انتخاب کند. تجربه نشان داده داشتن این گروه ناظر خود ممکن هست به دیکتاتوری ختم شود و حتی چگونگی انتخاب این گروه ناظر هم مشکلزا خواهد بود.

راه حل پیشنهادی:
مجلسی از متخصصان مورد نیاز برای اداره‌ی کشور داشته باشیم. در این مجلس در هر زمینه‌ی تخصصی مورد نیاز مثلا 5 تا 10 نفر عضو باشند. هیات دولت نیز قرار است از میان همین مجلس انتخاب شود. انتخاب این افراد متخصص نیز بوسیله رای گیری از مردم انجام میشود، ولی نه رای گیری متداول امروزی. در این رای گیری هر کس لزوماً تنها یک حق رای ندارد.
هر چند سال یکبار آزمونی در تخصصهای گوناگون گرفته میشود که شرکت در این آزمون اختیاری است. کسانی که در این آزمون شرکت نکنند و یا نمره‌ی پایین تر از حد نصاب بیاورند رایشان تنها یک واحد حساب میشود. کسانی هم که در آزمون شرکت کنند با توجه به نمره‌ی بدست آمده در تخصصهای گوناگون، اعتبار رایشان ممکن است بیشتر از یک واحد شود. برای نمونه اگر کسی در این آزمونها در زمینه‌ی کشاورزی نمره‌ی بالایی بگیرد، رای وی برای انتخاب اعضای گروه کشاورزی مجلس 100 واحد (با توجه به نمره‌ی بدست آورده) حساب میشود. همچنین شرکت نامزدهای انتخاباتی در این آزمون اجباری است و هر نامزد باید در آزمون مربوط به هر گروه تخصصی‌ی که نامزد میشود، نمره‌ای بالاتر از یک حد تعیین شده کسب کند.
در واقع کسی که برای نمونه به عنوان عضو گروه کشاورزی مجلس انتخاب میشود هم خودش در آزمون مربوط به کشاورزی نمره‌ی بالایی آورده و هم توسط مردمی انتخاب شده که متخصصان کشاورزیش رایشان بیش از یک واحد ارزش داشته.
چنین سیستم حکومتی میتواند باعث انتخاب افراد متخصص به روشی مردمی شود و احتمال کارآمدی اداره ی کشور را بالا ببرد. البته این یک ایده‌ی کلی از چنین ساختار حکومتی است که جزییاتش جای بحث بیشتر دارد.

دوستی، رقابت و حسادت

عموماً انسان دوست دارد حداقل در یک زمینه حرفه‌ای از دوستان نزدیکش بهتر باشد (و یا دستکم جز بهترینهایشان باشد). وقتی حرفه‌ی تخصصی میان همه‌ی افراد یک گروه دوستی یکسان باشد، رقابت افزایش پیدا میکند. یا باید سعی کرد تا از دوستانت بهتر شوی که این مستلزم تلاش و کار مداوم هست؛ و یا اینکه برای کار آنها مشکل درست کنی تا از تو بهتر نشوند (همان زیرآب زدن). بنظر میاد که بطور کلی در چنین گروههای دوستی، مخلوطی از تمایل به پیشرفت و هم تمایل به ناکامی دوستان وجود داشته باشند. هنگام تمایل به پیشرفت، شاید بجای لذت بردن از کنار هم بودن در این گروه، بیشتر انرژی صرف رقابت شود. هنگام تمایل به ناکامی دوستان، حسادتها و زیرآب زدنها ممکن هست دوستی را گاه به گاه به دشمنی تبدیل کند.
شاید کسانی که لذت زندگیشان را در پیشرفت کاری می‌بینند بهتر باشد با افرادی که دقیقاً تخصص و حرفه‌ی یکسانی دارند دوستی ایجاد کنند. در غیر این صورت بنظر میاید که آرامش و لذت دوستی در گروهی بیشتر دیده میشود که افراد آن تخصصهای مختلفی دارند. هر چه این تخصصها از هم دورتر باشند، احتمال رقابت و یا حسادت به مراتب کمتر خواهد بود.
برای مثال اگر در یک گروه دوستی چهار نفره، هر چهار نفر پزشک و متخصص جراحی قلب باشند و دقیقا در یک محل هم کار کنند، آنگاه فشار ناشی از رقابت و حسادت شاید مجالی برای لذت از این دوستی ندهد. ولی اگر یکی پزشک، یکی مهندس، یکی ورزشکار و دیگری موسیقیدان باشد، احتمال رقابت و حسادت به مراتب کمتر خواهد بود. البته دور بودن بیش از حد حرفه‌ها و تخصصها خود ممکن است موجب نبود علایق مشترک شود و امکان شکل گیری دوستی را کم کند. بنابراین شاید اگر این چهار نفر همگی پزشک ولی با تخصصهای کاملًا مختلف باشند، دوستی لذتبخش‌تری میانشان پا برجا شود.